نمود فعل

نمود (aspect) یک فعل نمودار چگونگی وقوع آن است. برای مثال، تفاوت «رفتم»، «می‌رفتم» و «رفته بودم» که هر سه، زمان‌شان «گذشته» و وجه‌شان «گزارشی»‌ست، در نمودشان است.

نمود ناتمام

نمود ناتمام (imperfect) نشان‌دهنده‌ی پایستگی و دوام فعل در مقطعی از زمان است. از آنجا که در مورد پایان فعل اطلاعی نمی‌دهد، به آن ناتمام می‌گویند:

توجه این نمود در انگلیسی وجود ندارد و بسته به متن پیش رو، می‌باید از زمانها یا عبارتهای مختلف انگلیسی برای ترجمه استفاده کرد. زبانهای فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی تنها یک زمان از نمود ناتمام دارند و به ترتیب آن را imparfait و imperfecto و imperfetto می‌نامند.

نمود استمراری

نمود استمراری (progressive) بیانگر در جریان بودن فعل در برهه‌ای از زمان است:

نمود استمراری در سده‌ی اخیر به فارسی افزوده شده و سابقه‌ی چندانی ندارد. در فارسی تاجیکستان این نمود به گونه‌ی دیگری ساخته می‌شود. برای مثال، به جای «داشتم می‌رفتم» می‌گویند «رفته ایستاده‌ام». این نمود را می‌توان زیرمجموعه‌ی نمود ناتمام در نظر گرفت زیرا با نمود ناتمام نیز می‌توان در جریان بودن فعل را بیان کرد.

زمانهای نمود استمراری، عنصری از فارسی گفتاری (ایران) به شمار می‌آیند و در اصل فارسی نوشتاری که میان همه‌ی فارسی‌زبانان در ایران، افغانستان، تاجیکستان و … مشترک است، وجود نداشته و هنوز هم چندان جای خود را باز نکرده. در نوشتار، به جای آن، از نمود ناتمام یا ترکیبهایی چون «در حال … بودن»، «مشغول … بودن»، «سرگرم … بودن» و ... استفاده می‌شود. این ترکیبها را برای ارجاع، ساختهای استمراری می‌نامم:

نمود استمراری جایگزینهای آن در زبان نوشتاری
دارد درس می‌خواند درس می‌خواند
در حال درس خواندن است
مشغول درس خواندن است
سرگرم درس خواندن است
داشت غذا می‌خورد غذا می‌خورد
در حال غذا خوردن بود
مشغول غذا خوردن بود
سرگرم غذا خوردن بود

زبان فرانسوی مانند فارسی نوشتاری، نمود استمراری ندارد و برای نشان دادن در جریان بودن فعل، از نمود ناتمام یا ساخت «être en train de» استفاده می‌کند.

نکته نمود استمراری صورت منفی ندارد. برای مثال، «داشتم نمی‌رفتم» در زبان فارسی وجود ندارد. نمود استمراری تنها زمانی به کار می‌رود که بخواهیم درجریان بودن فعل را بیان کنیم. در غیر این صورت، از نمود ناتمام استفاده می‌شود:

صورت مثبت صورت منفی
داشتم می‌رفتم داشتم نمی‌رفتم نمی‌رفتم
دارد درس می‌خواند دارد درس نمی‌خواند درس نمی‌خواند
داشت غذا می‌خورد داشت غذا نمی‌خورد غذا نمی‌خورد

نمود نقلی

نمود نقلی تنها برای زمان گذشته است و همان طور که از نامش پیداست، برای «نقل» کاری‌ست که در گذشته انجام گرفته و اینک اثر و نتیجه‌ی آن مورد نظر است. مثالهایی از این نمود:

نمود پیشین

نمود پیشین بیانگر رخ دادن فعلی، پیش از فعلی دیگر است:

نمود مقدم

نمود مقدم بیانگر این است که انجام فعل، مقدم بر هر فعل دیگری‌ست، حتی فعلی که نمود آن پیشین است. نمود مقدم در فارسی امروز به کار نمی‌رود.

نمود ساده

هرگاه فعلی هیچ‌کدام از نمودهای ذکرشده را نداشته باشد، می‌گوییم نمود آن ساده است. از مثالی که در آغاز مطلب آورده شد، استفاده می‌کنم: «رفتم، می‌رفتم و رفته بودم». هر سه فعل گذشته‌ی گزارشی هستند اما «رفته بودم» نمود پیشین دارد، «می‌رفتم» نمود ناتمام و «رفتم» نمود ساده دارد.