فعل از دید ساختاری، در یکی از دو گروه ساده یا مرکب جای می‌گیرد. فعل ساده تنها یک بخش دارد و آن مصدر است. مانند: «داشتن، گرفتن، خوردن». فعل مرکب افزون بر مصدر، دارای واژه‌هایی‌ست که بر روی هم معنای فعل را می‌سازند. مصدر همواره آخرین بخش فعل مرکب است.

با قید یا حرف اضافه
  • بر داشتن
  • فرو خوردن
  • فرا گرفتن
  • در گرفتن
  • زیر گرفتن
  • پیش گرفتن
  • پس گرفتن
  • پهلو گرفتن
با اسم یا صفت
  • بازی کردن
  • نام‌نویسی کردن
  • دست داشتن
  • باز کردن
  • پیر شدن
با هر ترکیبی از واژه‌ها
  • دست بر داشتن
  • از دست دادن
  • به دست آوردن
  • به دنیا آمدن

فعلهای مرکبی که با قید یا حرف اضافه ساخته می‌شوند را معمولا در گروهی جداگانه به نام «فعل پیش‌وندی» جای می‌دهند اما نمی‌توان این واژه‌ها را پیش‌وند در نظر گرفت. پیش‌وند از دید دانش زبان‌شناسی، واژک وابسته (bound morpheme) است و تنها به کار نمی‌رود. قید و حرف اضافه، واژه یا به عبارت فنی‌تر، واژک آزاد (free morpheme) هستند. جدا و آزاد بودن این واژه‌ها را می‌توان به هنگام صرف فعل مرکب مشاهده کرد. برای نمونه، «فرا می‌گیرد». اگر «فرا گرفتن» فعل پیش‌وندی می‌بود باید به ریخت «می‌فراگیرد» صرف می‌گشت.

پیش‌فعل

به واژه یا واژه‌هایی که پیش از مصدر فعل مرکب می‌آیند، پیش‌فعل می‌گویند:

فعل مرکبپیش‌فعل
بر داشتنبر
دوست داشتندوست
به دست آوردنبه دست

هنگام صرف فعل، پیش‌فعل کنار نشسته و عنصرهای صرفی به بخش فعلی افزوده می‌گردند:

بازی کردن
  • بازی کردم
  • بازی کرده‌ام
  • بازی می‌کنم
  • بازی خواهم کرد
بر داشتن
  • بر داشتم
  • بر داشته‌ام
  • بر می‌دارم
  • بر خواهم داشت
به دست آوردن
  • به دست آوردم
  • به دست آورده‌ام
  • به دست می‌آورم
  • به دست خواهم آورد