زبان فارسی دارای یکی از پرمایه‌ترین و باقاعده‌ترین دستگاه‌های صرف فعل است. جای افسوس دارد که در هیچ منبعی به همه‌ی زمانهای موجود در زبان فارسی پرداخته نشده‌است. افزون بر این، چه در مورد زمانها، چه در مورد هر مفهوم دیگری که به دستور فعل باز می‌گردد، نام‌گذاری مناسب و همه‌پذیری دیده نمی‌شود. به طور معمول، اصطلاحها و نام‌گذاریها از منبعی به منبع دیگر متفاوت و گاه، حتی وارونه‌ی هم هستند. نگارنده کوشیده‌است همه‌ی زمانهای فارسی را گرد هم آورده و به شیوه‌ای گویا و هماهنگ با یکدیگر نام‌گذاری کند. پیرامون اصطلاحهای دستوری نیز،‌ کوشیده شده تا مناسبترین برابرها گزیده و پیشنهاد گردند. چند مورد برای نمونه گزارش می‌گردد:

برای مفهوم دستوری participle، نه تنها در کتابهای دبیرستان که حتی در کتابهای تخصصی زبان‌شناسی نیز، اصطلاح «صفت مفعولی» به کار می‌رود. چگونه می‌توان «آمده» را که از فعلی ناگذرا (لازم) مشتق می‌گردد، به «مفعول» ربط داد؟ همچونین، با آن که participle می‌تواند به عنوان صفت به کار رود اما صفت نبوده و ماهیت و کارکرد دستوری متفاوتی دارد. برای آن، اصطلاح ماده پیشنهاد می‌گردد.

«استمراری» نامیدن زمان فعل «می‌رفت» که شاید به پی‌روی از زبان انگلیسی باشد، نادرست است. زبان انگلیسی این زمان و به طور کل، این نمود را ندارد. در زبانهای فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی این زمان را «گذشته‌ی ناقص» یا «گذشته‌ی ناتمام» (imperfect) می‌نامند. در کتاب «تاریخ زبان فارسی»، شادروان دکتر ناتل خانلری می‌گویند: «دلیل این نام‌گذاری این است که «می‌رفت» تنها بیانگر در جریان بودن فعل است و بر خلاف «رفت»، در مورد پایان یافتن فعل آگاهی نمی‌دهد». به هر روی، «ناتمام» نامیدن این نمود پیشنهاد نگارنده بوده و اصطلاح «استمراری» را برای نمود زمانهایی چون «دارد می‌رود» و «داشت می‌رفت» به کار می‌برد.

در کتاب «تاریخ زبان فارسی»، برای زمان فعل «رفته بود»، دکتر ناتل خانلری اصطلاح «گذشته‌ی پیشین» را به جای «گذشته‌ی بعید» به کار برده‌اند. صفت «پیشین» گویاتر است زیرا این نمود بیانگر رخ دادن فعلی «پیش» از فعلی دیگر است. برای نمونه، در جمله‌ی «وقتی به خانه آمدم، پدرم رفته بود»، فعل «رفتن» پیش از فعل «آمدن» رخ داده‌است.

از به کار بردن اصطلاحهایی که ناملموس بوده و برابر فارسی رایج دارند پرهیز می‌گردد. برای نمونه، هنگامی که در زبان فارسی «گذشته» را داریم، نیازی به «ماضی» نیست. از نمونه‌های دیگر می‌توان «حال» به جای «مضارع» و «گزارشی» به جای «اخباری» را بر شمرد. برای آگاهی پیرامون برخی از اصطلاحهای به‌کاررفته در این مجموعه، نوشتار برابر فارسی برخی از اصطلاحهای زبان‌شناسی را بخوانید.

کار نوشتن این مجموعه به پایان نرسیده و به تدریج، نوشتارها و جستارهای بیشتری را در بر خواهد گرفت. خواهشمند است دیدگاه‌ها و پیشنهادهای خویش را با نگارنده در میان بگذارید.