وجه دستوری (grammatical mood) نشان‌دهنده‌ی روی‌کرد و نگرش شخص نسبت به فعل است. برای نمونه، ریختهای صرفی «می‌روی»، «برو» و «بروی» هرکدام بیانگر وجهی متفاوت از کنش «رفتن» هستند. «می‌روی» روی‌کردی گزارشی دارد و خبر از رخ دادن کنش رفتن در دنیای واقعی می‌دهد. «برو» روی‌کردی فرمایشی دارد و «بروی» نشانگر شرط و فرض است. وجه‌های دستوری زیر در زبان فارسی پیشینه دارند:

در زبان‌شناسی، وجه‌ها را در دو دسته‌ی کلی «عینی» (realis mood) و «ذهنی» (irrealis mood) جای می‌دهند. وجه عینی مستقل از ذهن است و با دنیای برون و رخدادهای واقعی سر و کار دارد. در نقطه‌ی روبرو، وجه ذهنی به رخدادهای واقعی نمی‌پردازد و بر پایه‌ی رویکردهای ذهنی همچون پنداشت، فرمان، شرط، آرزو و مانند آن است. وجه گزارشی تنها وجه عینی در زبان فارسی‌ست. دیگر وجه‌های زبان فارسی، وجه ذهنی به شمار می‌روند.

وجه گزارشی

وجه گزارشی، همان گونه که از نامش پیداست، برای گزارش رخدادهای واقعی به کار می‌رود. این وجه با رخدادهای ذهنی و خارج از دنیای واقع، سر و کار ندارد.

گذشته‌ی گزارشی پسرتان دیروز به مدرسه نیامد
حال گزارشی ماه به دور زمین می‌گردد
آینده‌ی گزارشی آسمان تهران فردا ابری است/خواهد بود

وجه التزامی

وجه التزامی در برابر وجه گزارشی‌ست و هنگامی به کار می‌رود که با روی‌کردها و برداشتهای ذهنی سر و کار داریم. این وجه برای گزارش رخدادهای جهان واقع به کار نمی‌رود.

وجه گزارشی وجه التزامی
امروز باران می‌آید فکر می‌کنم امروز باران بیاید
حسن به بانک رفته حسن باید به بانک رفته باشد
هر روز کمی پیاده‌روی می‌کنم از فردا می‌خواهم هر روز کمی پیاده‌روی بکنم

وجه فرمایشی

وجه فرمایشی برای فرمان دادن، درخواست کردن، پند دادن، باز داشتن و مانند آن به کار می‌رود. برای ترجمه‌ی «imperative» اصطلاح «امری» برابر دقیقی نیست. در دستور سنتی، به ریخت مثبت این وجه «امر» و به ریخت منفی آن، «نهی» می‌گویند. «بخور، برو، بیا» نمونه‌هایی از امر و «مخور، مرو، میا» و «نخور، نرو، نیا» نمونه‌هایی از نهی‌اند. بنا بر این، نمی‌توان هر دو ریخت را «امری» نامید. پیشنهاد نگارنده اصطلاح «فرمایشی» است.

وجه خواستاری

وجه خواستاری برای سخن گفتن از امید، آرزو، دعا و نفرین به کار می‌رود. وجه خواستاری در فارسی نوین کاربرد چندانی ندارد و به جای آن، وجه التزامی به کار برده می‌شود. در «زنده باد» و «دست مریزاد» فعلهای «بودن» و «ریختن» در وجه خواستاری صرف گشته‌اند.

در اصطلاح رایج، این وجه را «وجه تمنایی» یا «وجه دعایی» می‌نامند؛ همچونین «وجه آرزویی» که برابر امروزی‌تر «وجه تمنایی» است («تمنا» به معنای «آرزو» در فارسی امروز کاربرد ندارد). این وجه را نمی‌توان «دعایی» یا «آرزویی» نامید زیرا صرفا برای «دعا» یا صرفا برای «آرزو» به کار نمی‌رود. پیشنهاد نگارنده اصطلاح «وجه خواستاری» است: «آرزو، امید، دعا، نفرین» همگی از آنچه شخص خواستار آن است سخن می‌گویند.

وجه شرطی

وجه شرطی برای بیان شرط به کار می‌رود. در ضرب‌المثل «کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی»، فعلهای «بودن» و «نمودن» در وجه شرطی صرف گشته‌اند. وجه شرطی در فارسی امروز به کار نمی‌رود. گزاره‌های شرطی با وجه‌های التزامی و گزارشی ساخته می‌شوند.